آبان ۲۱۱۳۸۸
 

الموت

اشاره: در آن سوی دشت قزوین سرزمینی وجود دارد که کوه های بلند و صخره های تند و تیز آن مظهر استقامت بشر، خاک آن نماد لطافت و آب آن نوید بخش برکت است، جایی که از مردان سختکوش و زنان همدوش حکایت دارد و این حکایت به روایت نبرد و ستیز حسن صباح و یاران او خلاصه نمی شود. جایی که روایت گر رشادت های جنگجویان است و هم بیانگر احوال رنجوران! این سرزمین را الموت(۱) یا «آشیانه عقاب» (۲) نامید ه اند و گاهی نیز از آن به «سرزمین قلعه ها» یاد می کنند. الموت سالیان سال محل تجمع انسان هایی بوده است که با عشق و علاقه به زندگی خود بها داده اند. این منطقه، جدا از زیبایی خلقتش، حکایت ها و اسرار ناگفته فراوان دارد؛ بهار الموت، شکوفایی طبیعت است. تابستان آن صمیمیت، پائیز آن برکت و زمستان آن مظهر استقامت بشر است. با این اوصاف، گشت و گذاری داریم در سرزمین پر رمز و راز الموت.
گردنه قسطین لار (Gostinlar)
از آخرین آبادی دشت قزوین (محله رزجرد) که می گذری و به سر بالایی های پرپیچ و خم که می رسی، خود را در آغوش طبیعتی می بینی که از چشم انداز زیبایی برخوردار است. این جا «گردنه قسطین لار»، اولین خطه الموت به شمار می رود. حدود دو سوم از وسعت خاک الموت، از کوه «سیالان» گرفته تا ارتفاعات شرق البرز(بالا الموت)، دشت بهرام آباد و راز میان، در این چشم انداز قرار دارند.
جاده های سرازیری قسطین لار را که زیر پا گذاشتی، به دشت سرسبز رجایی دشت (سیاه دشت) می رسی که رودخانه «شاهرود» را در دل خود دارد. در حاشیه های این رودخانه، شالیزارهای برنج و باغات کشاورزی را مشاهده می کنی. رجایی دشت پل ارتباطی رودبار الموت و رودبار شهرستان محسوب می شود. مرکز محورهای اطراف رودبار شهرستان، «رازمیان» و مرکز محورهای رودبار الموت نیز «معلم کلایه» است.(۳)
معدن نمک الموت
بعد از رجایی دشت، دومین گردنه نسبتاً مرتفع الموت، یعنی «شاه کوه»، را پیش رو خواهی داشت. بعد از پشت سر نهادن آن به دره شوره زار نمک الموت می رسی. این خطه دارای نمکزارهایی است که از حاشیه کوه به زمین های شالیزاری هدایت می شوند تا زمینه برداشت نمک مهیا شود. شالیزارهای معدن نمک الموت همانند شالیزارهای برنج دیدنی هستند. در دو دهه اخیر، نمک این خطه به مصرف دام ها، نگهداری غذاها، اندود پشت بام ها و مصرف روزانه مردمان، رسیده است.
یک روز تاریخی در زرآباد الموت
اگر جاده کوهستانی الموت را همچنان ادامه دهی، در دو کیلومتری معدن نمک الموت به روستای «دیکین» می رسی. در آغاز روستا، تابلوی امام زاده علی اصغر را مشاهده می کنی که خیل مشتاقان اهل بیت را به خاک «زر آباد» دعوت می کند. آن جا مدفن فرزند امام موسی کاظم(ع) است که هر ساله روز عاشورا، مهمانان سراسر کشور را به سوی خود می کشاند تا در مقابل یک پدیده اعتقادی قرار گیرند. در محدوده خارجی آرامگاه فرزند امام موسی کاظم (ع)، درخت کهنسالی وجود دارد که سالیان سال نگاه ها را متوجه خود نموده است. مشاهده قطرات خون که از شاخه درخت در وقت معینی از روز عاشورا، تراوش می کند، از دیدگاه مردمان خطه الموت، به خصوص اهالی زرآباد، بی حکمت نیست. evan_lake_3
رمز و راز دریاچه اوان (ovan)
بعد از پایان بافت قدیمی محله دیکین، جاده فرعی «ده اوان» را در پیش داری. بعد از طی چند کیلومتر، دریاچه اوان را مشاهده می کنی که در دامنه جنوبی «قله اوان» قرار گرفته است. این دریاچه که طول و عرض آن ۵۰۰ متر است، در شمال ده اوان، بین انبوهی از صخره ها و کوه های مرتفع واقع است. آب دریاچه از چشمه های درون آن تأمین می شود.
دشت شالیزارهای الموت
از معلم کلایه (مرکز بخش رودبار الموت) وقتی مسافتی را طی کردی، به دشت شالیزارها می رسی. دره الموت، با تنوع آب و هوایی و همراه با ساقه های برنج آن، واقعاً دیدنی است. روستاهای شهرک، شترخان، هرانک،کافرکش، کشک دشت و سفیددر، دشت شالیزارهای دره الموت را تشکیل می دهند. جاده کوهستانی الموت که بخش قابل توجه آن در این خطه قرار دارد، محل مناسبی برای تفریح و استراحت مسافران است.
ثروت ماهی در شاهرود الموت
رودخانه شاهرود، سرچشمه اقتصاد الموت به شمار می رود. جدا از دشت شالیزارها و باغات کشاروزی، در حاشیه های رودخانه شاهرود، پرورش ماهی نیز انجام می گیرد. ناحیه «خوبان» و «گرمارود بالا» در حال حاضر مرکز پرورش ماهی قزل آلا به شمار می روند و بخشی از غذاهای گوشتی مردمان این منطقه را تأمین می کنند.
گرمارود پر رمز و راز
روستای گرمارود، تقریباً آخرین آبادی منطقه الموت به شمار می رود که دارای آثار باستانی، مراکز زیارتی و سیاحتی و طبیعتی زیبا توأم با شگفتی است. با این که گرمارود پل ارتباطی الموت و شمال کشور است، ولی متأسفانه تاکنون کم تر مورد توجه و لطف دولتمردان بوده است. عدم بازسازی قطعه نویذر، بی توجهی به زیباسازی حاشیه های آبشار گرمارود، غفلت از بازسازی و مرمت زیارتگاه های منطقه، بی اعتنایی به ثروت طبیعی «گچ» در منطقه گچ لات، نبود تسهیلات بهداشتی و درمانی، مکان های ورزشی و کتابخانه و بی توجهی و سهل انگاری در زیرسازی و جاده خاکی حد فاصل «زوارک- گرمارود» به خصوص نیمه تمام گذاشتن پل ها، از جمله مواردی هستند که یاری مسئولان استان و دولتمردان را می طلبد. جدا از مشکلات روستای گرمارود  آبادی های اطراف آن، این خطه دارای گفتنی ها و شنیدنی هایی است که در ادامه به آن اشاره می کنیم.
آبشار زیبای گرمارود
یکی از دیدنی های الموت، «آبشار گرمارود» است. ارتفاع آبشار را از سطح زمین حدود ۱۰۰ متر تخمین می زنند که پرش آب آن در فصل بهار دیدنی است. بخشی از آبشار، «پله» گونه است که خود آبشارهای دیگری را تشکیل می دهد. آبشار گرمارود بین دو دهنه از صخره های سخت قرار گرفته و از نقاط مختلف قابل رؤیت است. یکی از پیامدهای حضور این آبشار، تقسیم محله گرمارود به دو بخش، «این دست محله» و «آن دست محله» است.
دوقلوهای کله قندی
«دوقلوهای کله قندی» که در اصطلاح محلی به آن ها «لوله  کمر» نیز می گویند، دو ستون سنگی هر کدام با بیش از ۱۵ متر ارتفاع هستند که در بالای روستای گرمارود قرار دارند و از قدمت زیادی نیز برخوردارند. امروزه این دوقلوها، همچنان به عنوان یک نماد یا شاخص اصلی تاریخ گرمارود محسوب می شوند. از آن جا که این دو قلوها، ظاهری به شکل «کله قند» دارند، از قدیم نزد اهالی به نام «کله قندی» شهرت داشته اند.
معجزه در سلسله جبال البرز
در ادامه بخش شمالی روستای گرمارود، کوه معروف «گچ لات»(۵) را مشاهده می کنی که نمونه دیگری از شاهکار خلقت به شمار می رود. پوشش گچ در این منطقه از فرسنگ ها دور قابل رؤیت است. از دیرباز، اهالی گرمارود و آبادی های مجاور، در اندود حمام ها از گچ این منطقه استفاده می کردند و این امر تا دو ده اخیر همچنان تداوم داشته است.
آب معدنی های گرمارود
«گرآب»  یا «گراو»،(۶) آب معدنی معروف الموت را گویند که در چند کیلومتری محله گرمارود قرار دارد و از شهرت خاصی نیز برخوردار است. تجربیات گذشته نشان می دهند که استعمال آن به شکل آب سرد و گرم برای رفع انواع بیماری ها بسیار مؤثر است. در منطقه الموت آب معدنی های دیگر نیز وجود دارند که به علت صعب العبور بودن منطقه، از آن ها استفاده نمی شود.
قلعه نویذر
یکی از قلعه های مهم الموت، قلعه نویذر گرمارود است که در بخش قلعه های الموت به آن می پردازیم.
«پیج بن»، منطقه راهبردی جدید الموت
آخرین خطه و مرتفع ترین ناحیه الموت که نزدیک گردنه «سلمبار» قرار گرفته است، پیج بن نام دارد. موقعیت جغرافیایی این منطقه که چشم انداز خوبی نیز دارد، شرایطی فراهم آورده که موجب شده است، دولتمردان آن را یک منطقه راهبردی بدانند. در این منطقه ۲۰ خانوار سکونت دارند که به گله داری مشغول هستند.
قلعه های الموت
شاخص اصلی منطقه الموت در قدیم، قلعه های آن بوده است که در میان رشته کوه های سر به فلک کشیده قرار داشتند و منطقه را به دژ فرماندهان نظامی تبدیل کرده بودند. حمدالله مستوفی در «تاریخ گزیده» می نویسد، ۵۰ دژ مستحکم درکوهستان های الموت وجود داشته است. متأسفانه امروزه با گذشت بیش از ۷۰۰ سال، تنها چند قلعه تخریب شده از این مجموعه باقی مانده است که در ادامه به شرح آن ها می پردازیم. 2009-04-20_22~53-1
قلعه حسن صباح
قلعه تاریخی الموت، نزد مردمان الموت و اهالی «گازرخان»، به «قلعه حسن» نیز شهرت دارد و مورخان نیز از آن به نام «آشیانه عقاب» یاد می کنند.
حسن صباح، به دلیل ناسازگاری با حکومت سلجوقیان و در اوج درگیری با ملک شاه، سرانجام به مصر مهاجرت می کند، در آن جا به فراگیری آئین مذهب اسماعیلیه می پردازد و در نهایت، به عنوان مبلغ این آئین نو، به ایران برمی گردد. حسن پس از گشت و گذار در ایران، سرانجام قلعه الموت را به عنوان مقری برای فعالیت خود انتخاب می کند. تصرف دژ الموت بدون خونریزی و با زیرکی حسن صباح پایان یذیرفت.

«تاریخ جهانگشای جوینی» حکایت ورود حسن به قلعه را زیرکانه توصیف می کند و می نویسد، حسن در سال ۴۸۳ به شکل پنهانی وارد قلعه شد و با پرداخت مبلغ سه هزار دینار، آن را از مهدی علومی (نگهبان قلعه) خرید.
قلعه الموت بر بالای صخره ای که بیش از ۲۰۰ متر بلندی دارد، قرار گرفته است و بنابه روایت حمدالله مستوفی، در سال ۲۴۶ هجری توسط حسن بن زیدالباقری، از علویان مازندران، ساخته شده است، این قلعه از دو قسمت «جورقلا» و «پیلاقلا»، به معنای قلعه بالا و قلعه پائین تشکیل شده است. طول قلعه ۱۲۰ و عرض آن ۳۵ متر است. قلعه الموت را وقتی از جنوب مشاهده می کنی، همانند شتری زانو زده می بینی که عطاملک جوینی، صاحب تاریخ جهانگشا نیز این تشبیه را در کتاب خود آورده است. این قلعه با حدود دو هزار متر ارتفاع از سطح دریا، بر فراز صخره ای ساخته شده است که دیواره های آن را شیب های تند و پرتگاه هایی با ارتفاع ۱۵۰ متر تشکیل می دهند. ضلع جنوبی قلعه تماماً صخره ای و صعب العبور است و ارتباط دژ تنها از ضلع شمالی آن امکان پذیر می باشد. از نقاط دیدنی قلعه، می توان به آب انبار آن اشاره کرد. پوشش آب انبار صخره است و آب درون آن در سطح معینی قرار می گیرد و از آن سطح فراتر نمی رود. در این آب انبار روزنه ای که نشانه خروج یا ورود آب باشد، مشاهده نمی شود. می گویند آب موجود در آب انبار پس از گذشت زمان، نیز گندیده نمی شود.
روایت است که حسن صباح در مدت ۳۵ سال که در قلعه به سر می برد، فقط ۲ بار از آن خارج شد و بر بام قلعه رفت. بقیه عمر خود را صرف مطالعه و جست وجو در امور مذهب و مسائل مردم کرد. پس از مرگ حسن در سال ۵۱۸، کیابزرگ امید اداره قلعه را تا سال ۵۳۲ به عهده گرفت. سرانجام، قلعه نشینان در اثر شیوع بیماری وبا و پس از ماه ها مقاومت در برابر سپاهیان هلاکوخان، عاقبت ناچار به تسلیم شدند و هلاکوخان موفق به تسخیر قلعه گردید.
قلعه نویذر
به روستای گرمارود که می رسی، «قلعه نویذر» را در یک ارتفاع بسیار بالا که توأم با صخره های سخت است، مشاهده می کنی. ارتفاع این قلعه از سطح رودخانه شاهرود حدود ۲۰۰۰ متر است. از نظر موقعیت جغرافیایی، دژ نویذر را باید مهم ترین دژ الموت دانست. این قلعه، ضمن این که دره الموت را در چشم انداز خود دارد، بر ارتفاعات البرزچال، زبور چال، خشچال، زردگله و بلندی های اواتر و آزاتر و گردنه های نرم لات و اوانک نیز ناظر است. این قلعه، به لحاظ این که تقریباً در آخرین خطه الموت بنا گردیده، حائز اهمیت بوده است؛ زیرا دیده بانان از طریق آن، بخشی از ارتفاعات شمال کشور را زیر کنترل خود داشتند.
در بعضی از کتاب ها و سفرنامه های تاریخی از قلعه نویذر به نام «میمون دژ» یاد می کنند. ولی آنچه که از بزرگان محله گرمارود می توان نقل قول کرد این است که قلعه نویذر را «قلعه نوذرشاه یا نویذرشاه» نیز می نامند. روایت های محلی، حکایت از آن دارد که آخرین حاکم این قلعه، یعنی نوذرشاه، از حاکمانی بوده است که احتمالاً در لشکرکشی های مغول به قتل رسید. این قلعه دارای برج ها، آب انبار و مکان هایی به نام «اسب طویله» نیز می باشد که بخش اعظم آن ها از بین رفته است. امروزه، فرسایش زمین رفت و آمد به قلعه را دشوار کرده است، به طوری که باز دید از قلعه بدون امکانات صخره نوردی و بلدچی های محلی امکان پذیر نیست.
قلعه لمبسر (Lambsar)
قلعه لمبسر یکی از شگفت انگیزترین قلعه های ایران است و قدمت آن به دوران پیش از اسلام می رسد. این قلعه را دومین دژ مهم اسماعیلیان بعد از قلعه حسن صباح دانسته اند که دارای ۸ برج، انبار مهمات و آذوقه، آب انبار و نهر سنگی است.
ارتباط قلعه نشینان با محیط خارج از دو راه شمالی و جنوبی امکان پذیر بوده است. این دژ، در بالای کوه شیبداری قرار گرفته و پرتگاه های خطرناکی سه طرف آن را احاطه کرده است. یکی از شگفتی های این دژ، سیستم آبرسانی آن است که منشأ آن «نینه رود» می باشد. این رود که فاصله آن ۱۵ کیلومتر است، آب قلعه را تأمین می کرده است. مسیر آب سنگی و صخره ای بوده و با گذشت ۷ قرن از سقوط قلعه و فرسایش زمین، هنوز قابل رؤیت است.
دژ لمبسر در ۱۶ کیلومتری شمال شرقی قزوین و در ۵ کیلومتری شمال محله «رازمیان»، مرکز بخش رودبار شهرستان قرار دارد. برای ساخت این قلعه، از سنگ همراه با ملاط ساروج استفاده شده است. ارتفاع دژ از سطح شاهرود ۱۴۰ متر می باشد. طول قلعه حدود ۱۸۰ و عرض آن ۶۰ گز است و از دیگر قلعه های الموت کم تر آسیب دیده است. این دژ مستحکم بیش از ۱۱ سال در محاصره سلطان محمد، فرزند ملکشاه سلجوقی مقاومت کرد و سرانجام در سال ۶۵۴ هجری، به دلیل شیوع بیماری وبا، هولاکوخان موفق به تسخیر آن شد.
میمون دژ
از قلعه های مهم اسماعیلیان که محل استقرار رکن الدین خورشاه، آخرین رهبر فرقه اسماعیلیان بوده است، می توان از «میمون ذر» یا «میمون دژ» نام برد. هر چند درباره محل دقیق این قلعه بین مورخان اختلاف نظر وجود دارد، ولی تاریخ ساخت این قلعه را زمان علاءالدین محمد دانسته اند.
در تاریخ جهانگشای جوینی آمده است، قلعه میمون دژ در فاصله سال های ۶۳۵-۶۱۸ قمری، در زمان علاءالدین محمدشاه ساخته شده است. پس از نبرد سنگین بین قلعه نشینان به رهبری خورشاه و سپاه مغول، سرانجام این قلعه نیز مانند قلعه های الموت، لمبسر و نویذر، توسط هولاکوخان تسخیر شد.

زیرنویس:
۱- الموت در قدیم به «اله+ اموت» نیز شهرت داشت. «آله» به زبان دیلمی به معنای عقاب و «اموت» نیز به معنای آشیان است.
۲- آشیانه عقاب، معنای واژه های «آله+اموت» است.
۳- رودبار شهرستان شامل روستاهای دستجرد سفلی، بهرام آباد و رجایی دشت است و مرکز آن «رازمیان» در ۵۵ کیلومتری شمال قزوین قرار دارد. رودبار الموت نیز که از سه بخش:
الموت بالا، الموت پائین و الموت مرکزی تشکیل شده، به مرکزیت «معلم کلایه»، در ۸۰ کیلومتری شمال شرقی قزوین واقع گردیده است.
۴- از محدوده های پایانی ارتفاعات اواتر و آزاتر (evater, azater) در الموت بالا تا حاشیه های بخش رودبار شهرستان که همه به رودخانه شاهرود منتهی می شوند، دره الموت شکل می گیرد.
۵- اصطلاح «لات» به حاشیه های پایانی کوه که توأم با سنگ ریزه و نهر آب است، اطلاق می شود.
۶- واژه «گر» در ترکیب «گر آب»، نام نوعی ماده معدنی است.

Share and Enjoy

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
 Posted by at 8:54 ب.ظ

  One Response to “الموت”

  1. AFAIC that’s the best anwser so far!

 Leave a Reply

(required)

(required)

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>